۱۸ خرداد ۱۳۸۷

قرآن

یه تصمیمی که چند روز پیش گرفتم این بود که توی وبلاگم به طور مرتب و ماهی یکبار یه آیه قران قرار بدم و تا حدی توضیح بدم . البته چون من کارشناس مسایل دینی نیستم نباید انتظار زیادی از تفسیرو توضیح من داشته باشید اما بهر حال وبلاگ شخصیه و به قول برو بچز چهاردیواری اختیاری. سعی میکنم فقط اون چیزهایی رو بگم که کاملا بهش ایمان دارم ( البته هرکس منو میشناسه میدونه تا چیزی رو کاملا مطمئن نبوده ام بر زبان نیاوردم )

بگذریم . چه بهتر با کلامی شروع کنم که عاشقش بوده ام . این آیه رو در تمام لحظه‌های زندگیم زمزمه کرده ام و برای حسن شروع همونو مینویسم :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ (بقرة-153 )

مقام کسایی که صبر میکنن حتی از شهدا بالاتر است . چرا که شهدا عند ربهم هستند اما خداوند مع الصابرین . بازم به قول برو بچز خداوند از عرش به زمین میاد تا در کنار کسانی باشه که برای نیل به هدفشون صبر میکنند . سختی ها رو به جان میخرند و دم نمیزنند . کسایی که به گناه صبر نشون میدن و در برابر مصایب استقامت میکنن. باز هم شهید در یک مقام و زمانی دست میشوره از دنیا و دارو تدارش اما صابرین با همهء اینها دست و پنجه نرم میکنن برای هدفی والاتر . همین قدر بلد بودم .

باید بدونیم تمثیل این ایه ها و خلاصه همین آیه ها در بینن ما هستند و زندگی میکنن . بی ادعا و ساکت و خاموش. کمی دید میخاد و اندکی سوی دیده تا اونها رو ببینیم....

یه تصمیمی که چند روز پیش گرفتم این بود که توی وبلاگم به طور مرتب و ماهی یکبار یه آیه قران قرار بدم و تا حدی توضیح بدم . البته چون من کارشناس مسایل دینی نیستم نباید انتظار زیادی از تفسیرو توضیح من داشته باشید اما بهر حال وبلاگ شخصیه و به قول برو بچز چهاردیواری اختیاری. سعی میکنم فقط اون چیزهایی رو بگم که کاملا بهش ایمان دارم ( البته هرکس منو میشناسه میدونه تا چیزی رو کاملا مطمئن نبوده ام بر زبان نیاوردم )

بگذریم . چه بهتر با کلامی شروع کنم که عاشقش بوده ام . این آیه رو در تمام لحظه‌های زندگیم زمزمه کرده ام و برای حسن شروع همونو مینویسم :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ (بقرة-153 )

مقام کسایی که صبر میکنن حتی از شهدا بالاتر است . چرا که شهدا عند ربهم هستند اما خداوند مع الصابرین . بازم به قول برو بچز خداوند از عرش به زمین میاد تا در کنار کسانی باشه که برای نیل به هدفشون صبر میکنند . سختی ها رو به جان میخرند و دم نمیزنند . کسایی که به گناه صبر نشون میدن و در برابر مصایب استقامت میکنن. باز هم شهید در یک مقام و زمانی دست میشوره از دنیا و دارو ندارش اما صابرین با همهء اینها دست و پنجه نرم میکنن برای هدفی والاتر . همین قدر بلد بودم .

باید بدونیم تمثیل این ایه ها و خلاصه همین آیه ها در بینن ما هستند و زندگی میکنن . بی ادعا و ساکت و خاموش. کمی دید میخاد و اندکی سوی دل و دیده تا اونها رو ببینیم....

۱۴ خرداد ۱۳۸۷

مادربزرگ

1 -اخی دستاشو . نازی. عین پوست پیاز شده. رگ و گوشتش از پوستش معلومه . این عکس رو زمستان پارسال تو بیمارستان قلب ازش گرفتم . چندین سال بود زار میزد که معده ام درد میکنه اما ...

2- .اون روزها من کمتر میرفتم بیمارستان . هم کارو مشغله ام زیاد بود هم دورو برش پر از آدمهای ناجور بود . کسایی که ماهها فراموش کرده بودن و حسب اتفاقی ناخوش دوباره جمع شده بودند . این هم از فرهنگ ایرانیها که طبق سنت به خودآزاری میپردازن . چه میشه کرد . جز دوری از آدمهای کوچیک . آدمهایی که اونقدر حقیرن که نمیتونن محبت کنن . اونقدر بزرگ نشدن که بتونن دوست داشته باشن . بگذریم از اونهایی که دنیا رو با عقده های خودشون گذروندن . یه عده ناراحتن که زیاد حرف میزنه و گذاشتنش کنار . یه عده میخان آلامد باشه و چون بعد 80 سال نمیشه ترکش کردن . یه عده حسب سببیت فامیلی تو ذهنشون محبت ورزیدن پاک شده .

3- اما................. ما با همین فرهنگ به استقبال نسل بعد میرویم . آثارش رو پیشتر لمس کرده ایم .

4- بگذار تا زمان شمشیرهای ساخته شده بدست خودمان را بر پیکرمان فرود بیاورد . بگذار تا آتش کینه هایمان بسوزاند تا پاک شود زمین از ناپاکیمان . این داستانی است که خودمان میسازیم و خودمان در لابلای برگهایش تنمان خرد خواهد شد و تمدنمان سقوط خواهد کرد . شاید روزگار یادمان دهد عشق ورزیدن و محبت بدون شائبه را