تقارن هميشگي زادروز جناب سعدي و جناب خودم رو به همه علي الخصوص قلم
بدستان ( غيرمزدور ) ، شعرا ، نويسندگان ، ادب دوستان ، دانشمندان و غيره . تبريك
عرض ميكنم
. نكته جدي: از
همه دوستاني كه منو مورد لطف قرار دادند سپاسگذارم . اين روزها آدم ميفهمه هنوز يه
ذره يادي در ذهن و انشاالله مهري در دل دوستان جا گذاشته . همتونو دوست دارم
. نكته نيمه جدي : شيريني تولد هم هرجا امر بفرمائيد تقديم
ميكنم . مراسم سورپرايز تولد آن مرحوم طبق سنت همه ساله در منزل پدر بزرگوار ايشان
برگزار خواهد گرديد.
. واما بعد
..... شناختن پيچيدگيهاي فوتبال علمي است كه بر همگان
آشكار نيست و تنها افراد باهوش و استعدادي چون حقير ميتواند آنها را كشف و پي به
عمق ماهيت آنها ببرد
. مصاحبه ديروز دوست خوبم جناب مايلي كهن و بازتاب آنها در
جرايد حاوي نكات ارزشمندي است كه تنها و تنها چون مني آنها را ديده و ميشناسد . نكات
اين داستان : فرض
بفرماييد فوتبال نمونه كوچكي از جامعه ماست و مدير عامل و مربي و اينها هم هستند
براي خودشون و تماشاگر هم ايرانيان فشرده تيم اس اس برد ميخواهد تا قهرمان شود .
اما احساساتي بازي كردن باعث شده تا تيم جام رو دو دستي تقديم ذوبي ها كنه و
دوباره چشم به افتادن جام از دست ذوبي
1.
جامعه يعني
تماشاگر برد ميخواد و خودش رو محق اين برد ميدونه از پيش از شروع تاريخ ميلادي
اومده استاديوم اما موقع بازي ساكت ميشه اما همچنان تعجب ميكنه چرا اين كره ايها
90 دقيقه تيمشونو با شور و حرارت تشويق ميكنن و چه انگيزه اي دارن تازه پيش از
شروع تاريخ جهان و در عصر كرتاسه هم ماهيتي نداشتن
2. اين
جامعه ما از قبل از شروع بازي مربي خودشونو به شدت تشويق ميكنن و انگشت شصتشونو از
قسمت راس بيضي استاديوم نشان قرينه خودشان در قسمت ديگر ميكنند و اصولا مربي ماهيت
تيم و شهر و كشور و اصالت خانوادگي و يه دنيا آرزوها و تمنيات قلبي شونه .
3. از دقيقه 0 تا 10 خسته شدن و ناي تشويق ندارن و اصولا
همون تشويقي كه در زمان ديلميان انجام دادند براي بازي كفايت ميكنه و تيم بايد به
روش چلسي و منچستر بازي كنه و مينشيند تا بازي كند و اصولا ديگه خودتون ميدونيد بازيگرا
ما داريمتون اما نگاتون ميكنيم تا ببينيم چه ميكنيدا
4. اين
مربي هم نميدونه فوتبال يعني چه . يه ذره به اين بغل دستي ها غر زده و كمي صداي
خود را بالا ميبرد تا صندلي جلويي وادار به تحريك بشه و از غفلت در بياد و چه بهتر
شايد اون بتونه با صندلي اش تو مخ يكي از دست اندركاران تيم بكوبه .
5. از دقيقه 20 ميشه صداي جمعيتهاي 10-20 نفري كه احترام
خاصي به مربي تيم خودي و والده و همشيره ايشان دارند رو شنيد . اصلا چرا نبايد يه
مربي بور باكلاس نشينه رو نيمكت . توپ و تانك و فشفشه رو خدا براي كي ساخته؟
6. تيم
احتياج به برد داره و كمي انگيزه ميخواد اما وقت رقصيدن مربي و بازيكن از سوي
تماشاگران اعلام ميگردد و تيمي كه ميتونه قهرمان بشه آوار تماشاگران خودي روي سرش
خراب ميشه و شانس مياره 10 -20 تا گل ديگه هم نوش جان نميكنه .اينجا بهترين كار
درست انجام دادن وظيفه نيست بلكه بهترين و دم دست ترين وسيله ( غرزدن و ايراد
گرفتن) معجزه خواهد نمود . همانطوزيكه هميشه گره گشا بوده!
7. دقيقه 90+2 تماشاگران عزيز به چندگروه تقسيم شده و در عرض
3 سوت استاديوم راترك ميكنند . اصولا هميشه هيچ ! بازي از اين گندتر نديدن .وقتشون تلف
ميشه مثل هميشه و هميشه جاي بهتري براي تخليه هيجاني وجود داره ولي از قضا همه جا
همين وضعه .زود بايد برن خونه و شهرستان و پيگيري باخت مربوط به جنيان است و اصولا
همين كه 3 روز زودتر اومدن استاديوم براي هفت پشتشون كافيه و بازهم القضا براي
يازي بعد هم همين گزايا ( قضايا ) تكرار ميشه . خودمونيم همين بيهودگي ها زيباست
……….
ü
. روي
ديگر سكه : تيم
ميبازد چون بايد ببازد چرا؟ اگر نبازد كه ميبرد . اگر ببرد كه لابد شرايط خوب است
. اگر خوب است كه تغيير ندهيم . اگر تغيير ندهيم كه پس مگه نون ما تو همين جابجايي
ها نيست؟ آقاي قلعه نوعي "نوعي" اگر بماند دو ايراد اساسي دارد يك جام
ديگه بدست خواهد آورد و محبوب تر خواهد شد و همچنين جاي پايش سفت تر .
خود مارو هم كله پا خواهد نمود بچه
پايين شهري پررو ما خودمون آدمش كرديم حالا بياد واسه ما شاخ شه؟ تو اين قدو قواره
ها نيست اصولا مربي وطني زياد جالب نيست چون پولشو با ريال ميگيره اما خارجكي خوبه
با دلار ميگيره يه چيزي هم به ما ميماسه .لم كار مارو ميدونه و .... . اما اونهم
بايد زود يره يه قرارداد ديگه با يه پورسانت عالي تر . پس بياريم زير پاشو زود
خالي كنيم بره . مگه با پول و حقوق دولتي هم ميشه زندگي كرد؟ تماشاچي : اصولا
چيز خوبي است . در سرما و گرما يار و مددكار ماست . هموست كه با فحش ناموس و كتك
كاري انتقام مارو از دشمنان خواهد گرفت . اما خود ايشان چند نكته دارد
1.
اگر زياد رو
بدهيم پررو ميگردد . اصلا به چه قانوني بايد داراي صندلي اختصاصي و امكانات باشد؟
چرا اين پررو هاي بي ادب بايد آموزش ببينند كه چطور تشويق و حمايت كنند . اون وقت
اختيار كار رو از دست ما خواهند گرفت و فوتبال هي رشد ميكند و ما هي نارشد . اصولا
چرا بايد تماشاچي تعيين كننده باشد؟مگه موقع قرارداد با بازيكن و مربي و سفرهاي
خارج و كوفت و زهرمار حضور داره؟ تو خونه اش راحت لم داده همه بدبختي ها با ماست
2.
به اين تماشاچيها رو بديم ميخان بپرسن
چرا 7-8 ميليارد ميتونيد بديد بازيكن و مربي اما همين قدر نميتونيد بديد براي ما
امكانات رفاهي و استاديوم اختصاصي درست كنيد؟ همينه كه پررو ميشن ديگه . آخه يكي
نيست بگه از كنار اين استاديوم چقدر ميشه خورد . اونهم در عرض چندين سال كه معلوم نيست
سال ديگه باشيم يا همينا شعار بدن مارو بيرون بندازن . همين كه رنگ پيرهن تيم مورد
علاگه( علاقه ) شونو ميبينن از سرشون هم زياده مربي : مربي خوب اونيه كه دير بياد و زود بره . يعني اولش
ناز كنه و پول بيت المال زياد بخواد و بعدش پاپيچ نشه آدم فروشي كنه . ديگه رفاقت
تموم شد به ديگه . هزينه
هاي باشگاه داري: چرا
خصوصي سازي بايد از فوتبال شروع شه؟ اين فوتبال مثل يه نوزاد ميمونه كه از شير
مادر بگيريم ميميره . چه كاريه بريم درآمدزايي كنيم برا باشگاه . هوووووووووووه
.
همين بيت المال خوبه ديگه . شيرين باقلوا.به درك
كه يكي از اين بيت المال آب براش اندازه سولاخ! آفتابه مياد يكي دريچه سد كرج. مهم
اينه كه من منم و ميتونم بخورم و عطش دارم بقيه لابد ندارن. البته نميدونم با وجود رخداد اينهمه فجايع انساني
اين سين چرا گير داده كه بره استاديوم. همينمون مونده بود والا دوست نازنينم مايلي
كهن جان . لابد توهم اين چيزها رو ميبيني و مثل حقير ميسوزي و ميسازي .بازي
ليورپول چلسي رو ميبيني و غصه ات ميگيره از زمين و زمان بازي و تماشاگر و داور و
مديرو ونظم و اينا . برادر كمي هم فكر قلب خودت باش . برو ياد بگير از آب گل آلود
ماهي بگيري