۲۹ مهٔ ۲۰۰۹
تحول!!
/* /*]]-->*/ یک دو صدتایی نقطه نظر داشتم برای منقلب گردیدن زتدگانی تا بکار ببندم و بشم چهر ای متمدن و روشنفکر این ریشهای تا زانو رسیده را در قدم اول بتراشم که مانع روشنفکری ماست اما تیغش از کجا بیارم . خداوند خواست و این جورج بوش حمله نمود به این موطن ما و ما رو با افکار جدیده آشنا نمود . اصلا چه میگفتن خشانت بد است و مانع تعالی بشر است . اگر این آقایه بوش حمله نمی نمود ما چطور متوجه میگردیدیم که ریش مانع روشن بینی و تمدن ماست . این طالبان مگر گوذاشته ما با این ابزار تمدن ساز آشنا گردیم؟ من با داشتن 5 کلاس سواد چه چیزی از همنوعان خود در ینگه دنیا کم دارم؟ مگر آنجا همه در سطح اجتهاد بسر میبرن . سواد دارن من هم دارم . یک صد تا برنامه دارم که به امید خدا از هر پروگرامی بهتر میباشد و خاک برسر کسی که به نتایج ما نرسیده باشه . در ضمن اعلام میداریم هرکس هر مخالفتی با ما نماید به پنجه پا بر روی ابروانش لگد میزنیم تا عبرتی باشد برای افکار هرزه ی دیگران . 1 – از امروز ساعت 10 تمامی صحبتهای لو لول باطل و تنها گفتمانهای های لول در میکنیم . هیچ کس حق ندارد در مقابل ما صحبت های چیپ نماید . 2 – کنار گذاشتن گیوه و خرید کفشهای نوک تیز و کت و شلوار همراه کراوات که عمری آنها را مایه خفت میدانستیم . اما اون موقع هم عقب مانده نبودیم . آنموقع هم به کسی مربوط نیست که چه بودیم . 3 – مصافحه نمودن با بانوان و حتی شاید کمی هم بیشتر البته تا هرجا که بشود و درست تشخیص بدهیم نیز یکی از مظاهر غربگرایی ما میباشد و اگر کسی بگوید ما خواب نما شده ایم و مایی که دیدن نوک دماغ خانومان رو هم از مظاهر فساد و هرزگی میدانستیم چه شده است که انقلابی در ما شده است خواهیم گفت بتوچه مگر اختیار افکار ما دست شومایه؟ اگر هم کسی بگوید تو که خیلی معتقد سرسختی در تنبیه نسوان چنینی بوده ای چگونه گردیده است که اهل تساهل گردیده ای پاسخ ما همان لگد بر ابروان و چشمان طرف خواهد بود . 4 – اختیار نمودن دوشیزه ای باکره به عنوان زووجه برای خود که نشانگر عمق افکار روشن بینی ما باشد . البته با خود تامل نمودیم اگر امریکن بالرین باشه بیتره . اما اگر هم نباشه مکتب رفته باشه . بتوچه که ما با سواددار شودن ضعیفگان مخالفت مینمودیم و آنها را کتک میزدیم . اصلا مگر حرف مارا به پشگل هم حساب کردن که حالا مدعیند . 5 – مسواک زدن شستن دهان با دهان شویه و شستن دستها بمدت 15 دقیقه با آب جوش الحراره . هرچند در قبلها هپلی نام گرفته بودیم اما مثل اینکه دنیای جدید آمریکی قبول نداره این بوی ناشتای دهان مارا و شاید بالرین من که الهی قربانش بگردم مرا نپسنده . 6 – اتشار کتابی با مضمون لاو و عشقولانه . شاید کسی که مارا نمیشناخته بداند که ما چقدر رقیق القلب بوده ایم و کسانی هم که مارا میشناسن ... لقشون . بهتر است مارا فراموش کنند . مهم اندیشه های متمدن ماست که بعد 47 سال بروز نموده شده. 7 – مهاجرت به ایران که میگویند کشور زیبایی میباشد . من حتی ایران رو هم قبول ندارم . اما چه کار کنم که دنیا قدر من تازه بدوران رسیده را نمیدوند. این روستای تریاک آباد پدرم در سجلی ما چونان وصله ای است بر تمدن ما . گرچه پدرم به کابل آمد تا تمدن دار گردد اما ما کجا کابل کجا . ما لیاقتمان پاریس میباشه نه تریاک آباد و کابل آباد . به خود قول میدهیم خاطرات اینجا را در همینجا دفن نماییم . البته این عرض اندام ما باید در تاریخ ثبت گرده اما جان هرکی دوست داری به رویمان نیار که دلخور میگردیم . 8 – کمک به ننه و اقا . چرا که ممکن است کسی روزگاری مامی و پاپی مارا بیابه و بداند اصل و نسب ما کیه . این دو که با ضرب کتک و چاقو متمدن نگردیدن شاید با کمی حقه بازی خرشان نمودیم تا جلوه ی آدمیزاد متمدن گرفتن و هکذاست برادران و خواهران که آخریها را کاش زنده بگور میکردیم . اما کاری داریم که خودشان به خودشان لطمه بزنن . ضعیفگان بی همه چیز 9 – خریدن دوچرخه دسته موتوری و شطرنج و بیلیارد در اولویت میباشه تا بالرین مارو زودتر پسند نمایه . 10 – کتک زدن و بعد ترک آدمای خشنی که گرداگرد ما بودن تا همه بدانن ما دیگر چهره ی خشن نداریم ؛ و به جان بالرین خودمون هرکه یاد آوری نمایه که ما چه بودیم حسابش با کرم الکاتبین میباشه . 11 – این برنامه به محض نوشتن ما لازم الاجرا میباشه و به جان خودمون هر کس که ایرادی بگیره بر اندام و قیافه ما؛ داغی که بر الاغمان مینهادیم بر وی خواهیم گذاشت تا بداند ما چقدر قوی و روشنفکریم 12 – این ضعیفه کیه که داره شادمانی میکنه ......... این شلاق ما کجایه . ...... بالرین ما فرق داره نادان........ما برویم اعمال مدیریت نماییم......
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)
لیبل ها
- اولین روز جدی (1)
- مادر بزرگ (1)
0 یادگار شما:
ارسال يک نظر